تبليغاتX
خسته ام از غوغای این روزگار

خسته ام از غوغای این روزگار

عجله کار شیطونه

کامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیست
                                                  بر زمستان صبر باید طالب نوروز را
                                    
                                                                                 سعدی
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 0:24  توسط طاها عباچی  | 

و باز هم رندگی

.Don't go through life, grow through life

Eric Butterworth

Nice combination there is : Go <---> GROW
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 20:14  توسط طاها عباچی  | 

نگاه به زندگی


ONE PARAGRAPH THAT EXPLAINS LIFE!



Arthur Ashe, the legendary Wimbledon player was dying of AIDS which he got due to infected blood he received during a heart surgery in 1983.


From world over, he received letters from his fans, one of which conveyed: "Why does GOD have to select you for such a bad disease"?


To this Arthur Ashe replied:


" The world over -- 50 million children start playing tennis, 5 million learn to play tennis,

500,000 learn professional tennis, 50,000 come to the circuit, 5000 reach the grand slam,

50 reach Wimbledon, 4 to semi final, 2 to the finals,

when I was holding a cup I never asked GOD 'Why me?'.

And today in pain I should not be asking GOD 'Why me?' "




Happiness keeps you Sweet,

Trials keep you Strong,

Sorrow keeps you Human,

Failure keeps you humble and Success keeps you glowing, but only Faith & Attitude Keeps you going...


+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:32  توسط طاها عباچی  | 

یا مسبب الاسباب

آقا میگن خدا وسیله سازه !

خودش دست نداره کمک کنه ولی از طریق بنده هاش کار رو راه میندازه.

پس با اسم جدید من آشنا بشید :

"وسیله دفع و یا تقلیل خلجان های روحی آنی وارده از ناحیه جنس مخالف در اثر هر گونه تزلزل در روابط"

پس do not hesitate to call
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 12:44  توسط طاها عباچی  | 

انتقام

گفتم انتقام می گیرم. ولی اینکاره نیستم. بحث توانایی نیستا دلشو ندارم(یعنی این باباکه گناه داره دلم براش می سوزه). اون نمی فهمه خدا هم نمی بینه؟

نمی دونم خودت الان تو چه برزخی گرفتاری. آخه مگه لباسه که عوضش کنی؟ مگه میشه به سادگی از آنچه(آنکه) دوستش داری دل بکنی؟ اگر تو چنین ادعایی داری که می دونم داری واقعا چیزی(کسی) رو هم دوست داری؟ نه اگه واقعا و منطقی می خوایش پاش وامیستی!؟! پس اونچه ازش دل میکنی رو واقعا نمیخواستی.

دلم می سوزه برات به خدا اشتباه می کنی!!!

ما گذاشتیم و گذشتیم....
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 0:20  توسط طاها عباچی  | 

شخصیت

میگن آدمها سه شخصیت دارن :

1 - آنچه دوست دارند باشند.

2 - آنچه نشان می دهند.

3 - آنچه واقعا هستند.

ولی من اینو نمی فهمم. چون من یه جور بیشتر نیستم(لا اقل خودم اینطوری فکر میکنم)
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 0:14  توسط طاها عباچی  | 

اعتماد به نفس



ما فکر می کردیم کلی میفهمیم حال اعتراف میکنیم بعضی چیزارو نمیفهمیم.

1 - دل هر جایی چرا؟

2 - خام بدم چرا اینجوری پزیده شدم؟

3 - اصلا کو عقل ما کلهم دلیم!

4 - دل یا ترمینال؟

5 - آدمها چه جوری نقش بازی می کنن؟ کاملا میشن یه چیزی که نیستن (از من که ساخته نیست)


+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 0:10  توسط طاها عباچی  | 

تفاوت وزن

آقا ببينم اين انتظار زيادی که بخوای باهات رو راست باشن.
اگر با ديگرانش بود ميلی زاچيم چاشخا مايا رازميت ليلی (چرا ظرف مرا بشکست ليلی به زبان روسی)


بابا يه آدم 35 کيلوئی منو هشته سر کار. ميدونم منم کور بودم ولی حريف هم قدر بوده بابا. ولی خوشحالم چون به قول جمشيد آريا تو فيلم واکنش پنجم حريف قدرش خوبه حتّی اگر ضعيفه باشه.
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 0:3  توسط طاها عباچی  | 

منم یه گوسفندم

به تازگی فهميدم که کلی وقته سرکارم. يارو رسمن يکی ديگه رو ميخواسته اومده منو تو نم کرده برای روز مبادا. اگه من رفته بودم تو کارش باز دلم نمی سوخت به خدا روز اول اون اومد طرف من. خوب آدمم منم ديگه چند روزی باهم رفتيم و اومديم ما ديديم خوب کيس مناسب گفتيم می شناسيم باباش کيه ننش کيه رفتيم تو کارش. بعد آز 6 ماه هم خودش بی خيال شد ماهم شديم. حالا فهميديم از اوّل خودش تو کف يه نفر ديگه بوده بد فرم اونوقت اومده سر وقت ما. بابا ميبينی تو هم که به کار کسی کار نداری خودشون ميان باهات کار دارن اونم چه جوری به عنوان بازيکن ذخيره.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 23:59  توسط طاها عباچی  | 

وفا

آفتاب گردان عاشق به دنبال آفتاب آسمان را جستجو می کرد....
ناگهان ستاره ای چشمک زد!
آفتاب گردان سرش را پائين انداخت؟!؟





آری گلها خيانت نمی کند
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 23:47  توسط طاها عباچی  |